السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
510
تفسير الميزان ( فارسي )
مىگويد : علت كرامتش اين است كه اين نامه از ناحيه سليمان است ، چون ملكه سبأ از جبروت سليمان خبر داشت و مىدانست كه چه سلطنتى عظيم و شوكتى عجيب دارد ، به شهادت اينكه در چند آيه بعد از ملكه سبأ حكايت مىكند كه وقتى عرش خود را در كاخ سليمان ديد گفت : * ( « وَأُوتِينَا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِها وَكُنَّا مُسْلِمِينَ ) * - ما قبلا از شوكت سليمان خبر داشتيم و تسليم او بوديم » . * ( « وَإِنَّه بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » ) * - يعنى اين نامه به نام خدا آغاز شده و به اين جهت نيز كريم است . آرى بتپرستان وثنى ، همگى قائلند به اينكه خداى سبحان هست منتهى او را رب الارباب دانسته نمىپرستيدند ، چون خود را كوچكتر از آن مىدانستند . آفتاب پرستان نيز ، وثنى مسلك ، و يكى از تيره هاى صابئين بودند ، كه خدا و صفاتش را تعظيم مىكردند ، چيزى كه هست صفات او را به نفى نواقص و اعدام برمىگردانيدند مثلا ، علم و قدرت و حيات و رحمت را به نبود جهل و عجز و مرگ و قساوت تفسير كردهاند . پس قهرا وقتى نامه ، * ( بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ) * باشد نامه اى كريم مىشود ، چنان كه بودن آن از ناحيه سليمان عظيم نيز ، اقتضاء مىكند كه نامه اى كريم بوده باشد . بنا بر اين ، مضمون نامه تنها جمله * ( « أَلَّا تَعْلُوا عَلَيَّ وَأْتُونِي مُسْلِمِينَ » ) * خواهد بود ، و حرف « ان » در ابتداى آن تفسيرى است . و عجب از جمعى « 1 » از مفسرين است كه جمله * ( « إِنَّه مِنْ سُلَيْمانَ » ) * را استينافى و غير مربوط به ما قبل گرفته و گفتهاند : پاسخى است از سؤال مقدر ، گويا كسى پرسيده ، اين كتاب از طرف چه كسى رسيده و در آن چه نوشته ؟ و ملكه سبأ در پاسخ گفته است : « اين از ناحيه سليمان است . . . » و بنا به گفته اين مفسرين جمله * ( « إِنَّه بِسْمِ اللَّه . . . » ) * بيان مضمون نامه ، يعنى متن نامه مىشود و خلاصه : همه جملات * ( « بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ أَلَّا تَعْلُوا عَلَيَّ وَأْتُونِي مُسْلِمِينَ » ) * مضمون نامه مىشود . و اين چند اشكال دارد : اول اينكه : در اين صورت كلمه « ان » زيادى مىشود و هيچ فايده اى در آن نمىماند ، هم چنان كه بعضى « 2 » به همين جهت گفتهاند : اين كلمه مصدرى و كلمه « لا » نافيه است ، نه ناهيه . ( نمىخواهد بگويد بر من برترىجويى مكن ، بلكه با حرف ان مصدرى ، فعل « لا تعلوا » مصدر مىشود و چون گفتيم « لا » نافيه است معنا اين مىشود كه تو بر من برترى ندارى ) ولى اين وجه بسيار بى پايه و - به بيانى كه خواهد آمد - بسيار سخيف و ضعيف است . اشكال دوم اينكه : اين مفسرين نامبرده در توجيه اينكه چرا ملكه سبأ نامه را كتابى
--> ( 1 ) تفسير فخر رازى ، ج 24 ، ص 194 . ( 2 ) روح المعانى ، ج 19 ، ص 196 .